پيدايش تقريباً كامل بود (با اين همه انتشارش چقدر كند بود)؛ از فكر ساختن عينك تا پي بردن‌ به ارزش و لزوم حتمي آن راه درازي در پيش بود. بي‌شك در سده‌ٴ شانزدهم‌، و بيش از آن در سده‌هاي هفدهم و هجدهم‌، فروش عينك افزايش زيادي يافت‌، ولي استفاده‌ٴ فراوان از آن مربوط به همين اواخر است‌. مثلاً، اگر افرادي كه عينك مي‌گذاشتند (از جمله زنان و كودكان‌) در زمان‌ گوته هم به فراواني امروز بودند، تعصب فراوان گوته در مورد آنها كاملاً قابل درك نبود.1
هرچند واقعيت آن اختراع كاملاً قابل قبول است (دست كم در غرب‌)، ولي از نظر فني هنوز ناقص بود. معلومات درباره‌ٴ طرز كار چشم و اطلاعات فني براي حل مشكلات كافي نبود. برخي‌از اين مشكلات حتي دقيقاً صورت‌بندي و شناسايي نشده بود. با اين همه‌، محققان زيادي‌ سرگرم بررسي ماهيت روٴيت (اِبصار)، مناظر و مرايا، و مسائل متعدد ديگر بودند كه‌، به‌طور طبيعي يا تصنعي‌، با موضوع ارتباط داشت‌. هم‌چنان كه‌، در بالا گفته شد علم ناهمگن مناظر و مرايا و كائنات‌جو در قرون وسطا، از رايج‌ترين علوم در شرق و غرب بود.
ابن هيثم فيزيكدان مصري در نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ يازدهم‌، كه آثارش را مسيحيان و يهوديان‌ سده‌هاي دوازدهم و سيزدهم شناختند، به پژوهش درباره‌ٴ نور سرعت زيادي بخشيد. يوسف بن‌ عقنين كتاب المناظر ابن هيثم را برتر از آثار اقليدس و بطليموس‌2 مي‌شمرد. ويتلو در حدود 1270 ـ 1278، رساله‌ٴ تازه‌اي در اين موضوع تأليف كرد كه بيشتر از كتاب ابن هيثم اقتباس شده‌ بود؛ ولي تازگي‌هايي هم داشت‌، از قبيل نظريه‌ٴ رنگين‌كمان كه آن را ناشي از شكست و بازتاب‌ نور دانسته‌، ولي با اين همه اين نظريه فروتر از نظريه‌هاي دانشمندان معاصر اسلامي بود. اين‌ رساله شامل ملاحظه‌هاي جالبي هم درباره‌ٴ روان‌شناسي اِبصار بود. اگر بدانيم چه مقدار از تأليف‌ ويتلو از آثار عربي اقتباس شده است ارزش اين كتاب خيلي تنزل مي‌كند، ولي پيروانش اين را نمي‌دانستند و او را سخت تحسين مي‌كردند. رساله‌ٴ مشابه ويتلو در همان زمان‌، توسط جان پكهام فرانسيسي انگليسي تأليف شد. مآخذ او خيلي شبيه مآخذ ويتلو، و مهم‌ترين آنها المناظر ابن هيثم بود؛ از اين رو، نبايد از مشاهده‌ٴ شباهت ميان آن دو متعجب شويم (از قبيل اشاره‌ به اتاق تاريك‌)، بلكه عجيب اين است كه شباهت بيشتر نيست‌. گواه روشن بر ارزش نسبي آثار ويتلو و پكهام‌، يا بهتر است بگويم‌، گواه‌ِ ضعف نسبي آثار بعدي اين بود كه آوازه‌ٴ اين دو اثر تا سده‌ٴ هفتم‌، پابرجا بود. دوام شهرت ويتلو از عنوان نخستين اثر مهم كپلر (ذيلي بر اوپتيك نجومي‌


1.Johann Peter Eckermann, Gespache mit Goethe in den letzten Jahren seines Leben, ed. H. H. Houben, p. 592, p.731,  p. 759, Leipzig 1925.

2. مورد جالبي است از خلط ميان بطليموس اول (سرسلسله‌ٴ بطالسه‌ٴ اسكندريه‌) و بطليموس قلوذي‌، موٴلف مجسطي‌.